احمد على بابائى

15

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

قناعت آنان كه قناعت به خود آموخته‌اند * از بهر دو فرداى خود اندوخته‌اند سديست كه بر نياز فردا بستند * ناريست كه احتياج را سوخته‌اند القناعة مال لا ينفد ، ( إلخ ) قناعت ثروت و دارائى است كه بفنا كشيده نشود و نابود نگردد ، چون قناعت يعنى بى نيازى از آنچه اندوخته و يا به باز پسين گذاشته و آنان كه قناعت كنند گرفتار احتياج نگردند و بى نياز است آنكه آنچه را در قناعت سپرده و همان بى نيازى ابدى گردد و چنان را ماند كه بر روى بى چيزى و ندارى سدى بسته كه هرگز نياز بر او آسيب نرساند ، نيز بايد دانست كه قناعت نه تنها جمع نمودن است بلكه فقط اصراف ننمايد قناعت گر و آنچه احتياج دارد بيش از آن حيف نكند تا جمع آيد از آنچه كه روز ديگر بر آن نيازمند خواهد شد و خردمندان هميشه بفكر آينده خويش خواهند بود و از نعماتى كه بر او ارزانى گردد اندكش را نگه دارد . پس : آنان كه بخويشتن قناعت را آموخته و عادت داده‌اند و براى چند روز زندگى اندوخته‌اى گذارده‌اند ، چون سدى ساختند كه راه نياز بسته گشته و آتشى بر افروخته‌اند كه احتياج و بى چيزى را بسوزانند .